غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

370

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

بكابل فرستاد و به زبان مودت و حسن اعتقاد پيغام داد كه تسخير ممالك مآرب و آمانى به قوت بازوى معاضدت و مرافقت ميسر است و تيسير مطالب و مقاصد دوجهانى باستظهار مظاهرت و موافقت مقرر و حضرت پادشاهى مرا بمثابهء فرزند دلبند و برادر برابر باجان ارجمند است بايد كه در رفع بيداد مخالفان طاغى و دفع مواد فساد دشمنان ياغى طريق اتفاق مسلوك دارد و طريقهء يگانگى و وفاق نامرعى نگذارد تا بيگانگان مجال مداخلت در ممالك محروسه نيابند و پيش ازين در بلاد و امصار ماوراء النهر بر تخت ابهت و جهانبانى دخل نيابند و چون سيد افضل بپايهء سرير پادشاه بلندمحل رسيد و اين سخنان سنجيده را بموقف عرض رسانيد آنحضرت بمضمون كلام اعجاز انتظام ( وَ إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها ) عمل نموده سيد افضل را از اعطاف و افضال بانعامات پادشاهانه محظوظ و بهره‌ور ساخته عزيمت ملاقات سلطان حسين ميرزا فرمود در آن اثنا جهانگير ميرزا بخلاف رضاء پادشاه مظفرلوا از كابل بيرون رفته بجانب ايماقاتى كه در آنحدود بودند توجه فرموده بخاطر خطير پادشاه جهانگير خطور نمود كه امكان دارد كه كلانتران ايماقات سر بچنبر مطاوعت جهانگير ميرزا درآورند و او بمظاهرات ايشان بار ديگر خيال استقلال نمايد و ابواب خلاف و نزاع برگشايد لا جرم رأى اشرف اعلى چنان اقتضا نمود كه لواء فلك‌فرساء برابر جهانگير ميرزا در حركت آيد و چون شاه - زاده بموكب عالى پيوندد عزيمت سفر خراسان مصمم گردد آنگاه پادشاه عاليجاه خطهء دار الملك كابل را بجمعى از امراء شجاعت نهاد كه از اهل اعتماد بودند سپرده ايشان را به عدالت و رعيت‌پرورى وصيت نمود و بتاريخ سنهء احدى عشر و تسعمائه پاى مبارك در ركاب جواد گردون شتاب آورده نهضت فرمود نظم باقبال شاه فريدون صفات * ز كابل روان شد بسوى هرات ظفر بر يمين نصرت اندر يسار * رفيق سفر لطف پروردگار و چون كلانتران قبايل و احشام از توجه موكب سپهر احتشام آگاهى يافتند پرواى ميرزا جهانگير نكرده همگنان با نثار و پيشكش بملازمت پادشاه سكندروش شتافتند و ميرزا جهانگير نيز بتجديد غاشيهء دولتخواهى بر دوش گرفته بموكب پادشاهى پيوست و بدستور پيشتر باصناف اعطاف و انواع الطاف مفتخر و سرافراز گشت و چون هواى حدود مملكت خراسان از غبار سم سمند پادشاه وافر احسان مشك‌افشان شد خبر فوت خاقان منصور حسين ميرزا بتواتر انجاميد بر ضمير الهام‌پذير گذشت كه يمكن كه در ميان اولاد آنخسرو مغفرت‌نشان صورت خلاف روى نمايد و بدان واسطه بعضى از ممالك ايشان بتحت تصرف ملازمان آستان سلطنت‌آشيان درآيد بنابرآن رايت ظفرپيكر بدستور پيشتر بدانصوب طى منازل و مراحل مينمود و بعد از وصول بولايت خابران كيفيت جمعيت شاه‌زادگان و امراء عاليشان در كنار آب مرغاب بتحقيق پيوست و خاطر عاطر آن پادشاه خيرانديش بر آن قرار گرفت كه معاونت و مظاهرت ميرزا بديع - الزمان و اخوانرا پيش نهاد همت عالى سازد و بموافقت و مرافقت ايشان بدفع شيبانى خان